درمان سوء مصرف مواد

 

 

اهداف درمان

با در نظر گرفتن وضعیت و شرایط فرد معتاد می­توان اصول ذیل را به عنوان اهداف درمانی مشخص کرد.

1- رسیدن به زندگی عاری از مصرف مواد

2- افزایش انگیزه­ی بیمار برای حفظ پرهیز

3- حذف رفتارهای ضد اجتماعی بیمار و بهبود روابط اجتماعی او

4- کمک به ارتقاء عملکردهای متنوع و مختلف فرد در زندگی

5- رسیدن به مطلوبترین حالت بدنی از نظر طبی (سعی در بهبود عملکرد سیستم­های مختلف بدن که در طی دوران اعتیاد آسیب دیدهاند).

6- شناسایی و درمان اختلالات روان پزشکی در فرد.

7- بهبود روابط فرد با افراد فامیل، دوستان و اطرافیان.

8- بهبودی دوباره­ی عملکرد حرفهای فرد در جامعه.

9- بالا بردن ارزشهای معنوی برای بیمار.

10- کسب مهارتهای لازم در مواجهه با مشکلات زندگی و برای مقاومت در برابر وسوسه­ی مصرف مواد.

11- حل کردن مشکلات بی خانمانی برای بیماران بی خانمان.

12- کسب ظرفیت­های لازم، مربوط به رشد و بلوغ شخصیتی.

13- پیشگیری از عود اعتیاد.

 

برای برنامهریزی درمان اعتیاد در سطح جامعه باید این اصول را در نظر گرفت:

1- در نظر گرفتن ظرفیتهای مالی و سیاسی موجود در جامعه.

2- دقت در استفاده از منابع مالی و پرسنلی و جلوگیری از هدر رفتن آنها.

3- مشخص کردن واضح و دقیق فلسفهی برنامه­ی درمانی برای کلیه­ی پرسنل درمانی.

3- انتخابِ شیوههای درمانی که مؤثرتر هستند.

5- در نظر گرفتن این موضوع که هیچ نوع درمانی کاملاً ایمن نیست.

 

به طور کلی رویکردهای درمانی را میتوان به دو گروه بزرگ تقسیم کرد که عبارتاند از:

پرهیز کامل و دستیابی به یک زندگی عاری از مواد (Abstinence).

کاهش آسیب­ها و عوارض ناشی از اعتیاد در فرد (Harm Reduction)

 

براساس انتخاب یکی از این دو رویکرد با توجه به شرایط بیمار و توافق با وی بعد از مصاحبه­ی انگیزشی، میتوان سایر اهداف درمانی را نیز (که در بالا ذکر شده) مشخص کرد.

به عنوان مثال در درمان با متادون در صورتی که رویکردِ ما، پرهیز کامل باشد؛ با کاهش تدریجیِ دوزِ متادون و قطع آن (سم زدایی) بیمار را به زندگی عاری از مواد میرسانیم ولی در صورتی که رویکردِ ما کاهش عوارض اعتیاد در فرد باشد؛ بیمار را روی درمان نگه دارنده با متادون قرار داده و دوز آن را آن قدر بالا میبریم که بیمار وسوسهی مصرف مواد دیگر را نداشته باشد و این درمانِ نگه دارنده را تا هر وقت که بیمار بخواهد ادامه میدهیم. در واقع در " کاهش عوارض اعتیاد"، ما به بیمار می­گوییم که مثلاً به جای تزریق هرویین که می­تواند باعث شیوع بیماریهایی نظیر ایدز و هپاتیت گردد و ثانیاً عملکرد شغلی و اجتماعی او را نیز مختلف می­کند، می­تواند تحت درمان نگه دارنده با متادون خوراکی با دوزی که وسوسهاش را از بین ببرد قرار گیرد و این درمان تا هر زمان که او بخواهد ادامه خواهد یافت. یا مثلاً با رویکرد کاهشِ آسیب و عوارض اعتیاد میتوانیم برای کسانی که حتی حاضر نیستند تزریق هرویین را ترک و متادون مصرف کنند؛ سرنگ یک بار مصرف به صورت رایگان در اختیارشان بگذاریم و عوارض استفاده از سرنگ مشترک را به آنها گوشزد کرده و با این کار سعی در کاهش شیوع بیماری­هایی نظیر ایدز و هپاتیت نماییم.

البته در حین اقدامات کاهشِ آسیب و عوارض اعتیاد (Harm Reduction)با بیمار مصاحبههای انگیزشی هم صورت می­گیرد تا در صورت ایجاد انگیزه­ی لازم، وارد درمان­های پرهیز کامل (abstinence)گردد.

 

خلاصه

اهداف کلی درواقع، پاکی کامل و یا کاهشِ آسیبِ اعتیاد است ولی علاوه بر این دو هدف اصلی، اهداف فرعی دیگری نیز باید برای بیمار انتخاب شود که زیر گروه یکی از این دو هدف خواهند بود. مثلاً در صورتی که هدف، پاکی کامل باشد، رسیدن به زندگی عاری از مصرف مواد، افزایش انگیزه برای حفظ پرهیز و پیشگیری از عود اعتیاد، اهدافِ فرعی­تر در درمان فرد بیمار خواهد بود و برای هدف پیشگیری از عود اعتیاد، برحسب خصوصیات و شرایط و نیازهای بیمار میتوان اهداف فرعی­تری در نظر گرفت. از جمله در صورت وجود رفتارهای ضد اجتماعی در بیمار و نداشتن دوست، حذف رفتارهای ضد اجتماعی بیمار و بهبود روابط اجتماعی او، شناسایی و درمان اختلالات روان پزشکی در فرد، بهبود روابط فرد با افراد فامیل یا دوستان و اطرافیان، کسب ظرفیتهای لازم مربوط به رشد و بلوغِ شخصیت، تقویت مهارت ارتباطی و ابزار وجود، 6 هدف فرعی خواهند بود که برای بیمار باید در نظر گرفته شود. در صورتی که برای فردی دیگر ممکن است هدف کلی، کاهش آسیب اعتیاد باشد. مثلاً این بیمار افسردگی و کمر درد شدید داشته و اکنون بیکار است و از خانواده نیز طرد شده است، در آن صورت اهداف فرعی تر او، شناسایی و درمان اختلالات روان پزشکی، رسیدن به مطلوب­ترین حالت بدنی از نظر طبی، کمک به ارتقای عملکردهای متنوع و مختلف فرد در زندگی، بهبود روابط او با خانواده، بهبودی دوباره عملکرد حرفه­ای فرد در جامعه و کسب مهارتهای لازم در مواجهه با مشکلات زندگی، برای مقاومت در برابر وسوسه مصرف مواد، می­باشد (6 هدف). یکی از اهداف فرعی درمان که در بسیاری از بیماران مفید خواهد بود؛ بالا بردن ارزشهای معنوی بیمار است. گاهی از اوقاع این موضوع که بیمار، هرویینِ تزریقی با سرنگ یک بار مصرف (به جای سرنگهای مشترک) تزریق نماید، درمان محسوب می­شود ولی درمان با هدفِ کاهشِ آسیب. همینطور درمان نگه دارنده با داروهای آگونیست مثل متادون نیز درمان با هدف کاهش آسیب محسوب میشود. درمان نگه دارنده با متادون جلوی تزریق موادمخدر را گرفته یا آن را کاهش میدهد و موجب کاهش بروز ایدز و هپاتیت شده و عملکرد شغلی و اجتماعی و خانوادگی فرد را بهبود میبخشد. به همین ترتیب از عوارض تزریق همانند آبسه و ... جلوگیری کرده و تخلفات قانونی (همانند دزدی برای بدست آوردن مواد) را کاهش میدهد.

البته انتخاب شیوه­ی درمان بر عهده­بیمار با کمک و راهنمایی درمانگر است. هیچکدام از آن­­ها (بیمار و درمانگر) به تنهایی شیوهی درمان را انتخاب نمیکنند. البته هیچ شیوه­ی درمانی کاملاً ایمن نیست و هر شیوهای عوارض خاص خود را دارد. اما درمانگروظیفه دارد بیمار را به انتخاب شیوهای که کمترین عوارض و بیشترین سودها را دارد؛ راهنمایی نماید.

 

 

وابستگی به مواد (Substance Dependence)

 

(معیارهای تشخیص برگرفته از راهنمای تشخیصی و آماری ـ ویرایش چهارم، DSM-IV)

« وابستگی به مواد»، الگوی سوء سازگارانه (maladaptive)مصرفِ مواد با ایجادِ ناراحتی (distress)و اختلالِ (impairment) مشخص از نظر بالینی است که ظرف 12 ماه با 3 مورد یا بیشتر از مواردِ ذیل تظاهر میکند:

1- تحمل (tolerance): که با مصرفِ مواد در یکی از حالت­های زیر مشخص شود:

الف) نیاز به افزایش قابل ملاحظه­ی مقدار مصرفِ ماده برای رسیدن به آثار دلخواه.

ب) کاهش قابل ملاحظهایِ تأثیر ماده با استفاده­ی مداوم از میزانِ ثابتِ ماده­یِ موردنظر.

 

2- علایم محرومیت یا قطعِ مصرف (withdrawal) ، که با یکی از موارد ذیل مشخص میگردد:

الف) ایجاد علایمِ محرومیت و ناراحتیهای مشخص برای هر ماده­ی بخصوص در هنگام قطع یا کاهش مصرف آن.

ب) نیاز به استفاده از همان ماده (یا ماده­ای مشابه) برای رفع یا پرهیز از بروز ناراحتیهای ناشی از محرومیت از مواد.

 

3- ماده غالباً به مقدار بیشتر یا دورهای طولانیتر از آنچه موردنظر است، مصرف شود.

4- میلِ دایم برای مصرف ماده وجود داشته و یا تلاش­های ناموفقی برای قطع یا کنترل مصرف ماده انجام شده باشد.

5- وقت زیادی برای به دست آوردنِ ماده (مثل مراجعه به پزشکان متعدد، یا طی مسافتهای طولانی برای تهیهی آن) یا مصرف آن صرف شود (تدخینهای پیاپی) و یا برای بهبود اثرات مصرف آن نیز نیاز به وقت زیادی باشد.

6- فعالیتهای مهم اجتماعی، حرفهای و یا تفریحی به خاطر مصرف مواد کنار گذاشته شود و یا کاهش پیدا کند.

7- ادامهی مصرف ماده علی رغم آگاهی از داشتن مشکل روان شناختی یا جسمی پایدار یا عود کننده که ناشی از مصرف آن ماده باشد یا با مصرف آن ماده تشدید شود. (مثلاً ادامه­ی مصرف کوکایین به صورتِ مکرر علی رغم آگاهی از ایجاد افسردگی ناشی از مصرف کوکایین و یا ادامه­ی مصرفِ الکل علی رغم آگاهی از این موضوع که زخم معده با ادامه مصرف آن شدت مییابد).

-در صورتی که تحمل یا علایم محرومیت (موارد 1 یا 2) وجود داشته باشد، وابستگی جسمانی هم هست. (With PhysiologicalDependence)

-در صورتی که تحمل یا علایم محرومیت (موارد 1 یا 2) وجود نداشته باشد، این وابستگی بدون وابستگی جسمانی خواهد بود. (WithoutPhysiological Dependence)

 

مصرف (Use)

«مصرف» شامل یک یا چند بار مصرف ماده (مخدر یا محرک یا ...) به صورت قانونی (با تجویز پزشک و به علت بیماری یا ناراحتی خاص) است. «مصرف خطرناک» شامل مصرف مداوم برای یک ماه و یا مصرف متناوب برای 12 ماه است.

 

سوءمصرف ماده (Abuse)

(برگرفته از راهنمای تشخیصی آماری ویرایش چهارم DSM – IV )

الگوی سوء سازگارانهی مصرف ماده است که باعث ایجاد پیامدهای مضر، منفی و عود کننده میگردد که شامل پدیدههای تحمل و محرومیت نیست و با مشخصاتی که برای بیماران وابسته به مواد ذکر شد، مطابقت کامل ندارند (به عبارتی دیگر « سوء مصرف ماده»، مصرفِ داوطلبانه و غیراخلاقی یک ماده، بدون ایجاد تحمل و علایم محرومیت (پس از قطع مصرف آن) و به طور کلی بدون مشخصات لازم برای بیمارانِ وابسته است)؛ و با یک یا چند مورد از علایم زیر در طولِ 12 ماه تظاهر میکند:

1- مصرف مکرر مواد که منجر به اختلال در فعالیتهای اجتماعی، شغلی و تفریحی شود (مانند غیبتهای مکرر، عملکرد ضعیف شغلی مربوط به مصرف ماده، مسامحه نسبت به فرزندان و افراد خانواده).

3- مصرف مکرر مواد در موقعیتهایی که مصرف ماده خطرناک است (مثلاً رانندگی در حالت مستی یا خواب آلودگی).

4- تخلفات قانونی مربوط به مصرف مواد (مثلاً دستگیری به علت مصرف مواد).

5- مصرف مداومُ مواد، علی رغم مشکلات اجتماعی یا بین فردی که ناشی از مصرف مواد است (مانند مشاجره و درگیری با همسر).

 

علایم محرومیت (Withdrawal)

« علایم محرومیت» سندرم خاصی است؛ ناشی از قطع یا کاهش مصرفِ مواد. این سندرم شامل ناراحتیهای جسمی، روانی و افت عملکرد اجتماعی، خانوادگی و حرفهای و ... است (نشانه­های این سندرم نباید ناشی از یک بیماری جسمی یا روانیِ دیگر باشد).

 

آثار ناشی از مصرف مواد (Intoxication)

سندرم برگشت پذیر خاصی است؛ ناشی از مصرفِ اخیر یک ماده و شامل تغییرات غیرانطباقی رفتاری، روانی یا جسمی است که در اثر مصرف مواد و تأثیر آنها بر دستگاه عصبی مرکزی در هنگام مصرف یا در فاصله کوتاهی پس از مصرف ظاهر می­شود (نشانه­های این سندرم نباید ناشی از یک بیماری جسمی یا روانی دیگر باشد).

 

سم زدایی (Detoxification)

در طول «سم زدایی» سعی می­شود وابستگی جسمانی فرد به مواد از بین برود و یا به عبارتی دیگر، سم زدایی فرایندی است که در آن فرد معتاد را به سرعت به وضعیت عادی از مصرف مواد می­رسانیم و در طی آن با روش­های گوناگون، ناراحتی­های ناشی از قطع مصرف مواد را در او کاهش می­دهیم.

 

درمان اعتیاد

شامل مجموعه­ای از روشهای دارویی، روان شناختی و مددکاری اجتماعی است که برای سم زدایی معتادان و پیشگیری از مصرف مجدد مواد توسط آنان و یا برای کاهش آسیب و عوارض اعتیاد در فرد به کار گرفته می­شود.

 

انگیزش (Motivation)

منظور از « انگیزش»، میزان احساسِ نیاز فردِ معتاد به تغییر است و اینکه او تا چه درجهای به مشکل خود پی برده و به فشارهای مثبت یا منفی که برای تغییر وجود دارند؛ پاسخ میدهد. برخی افراد در اثر نیازهای درونی و برخی دیگر بر اثر فشارهای خارجی و یا ترکیبی از این دو به درمان روی می­آورند.

 

وسوسه (Craving)

میل به تجربه­ی اثرات قبلی مصرف مواد و به طور کلی میل بسیار قوی برای مصرفِ مجدد مواد است که فشار زیادی بر فکرِ فرد گذاشته و باعث تأثیر بر خُلق او و تغییرِ رفتارش می­شود . " وسوسه " ، تمرکز و عملکردِ شخصی را ضعیف می­کند و شدتِ آن کاملاً به فرد و موقعیتی که در آن قرار دارد، بستگی دارد.

 

پیشگیری (Prevention)

" پیشگیری" ، فرایندی است که در طی آن کارهایی انجام می­گیرد تا باعث کاهش نرخ بروز موارد جدید آسیب دیدگی اجتماعی در یک جامعه در زمان معین شود و از گسترش مسایلی که باعث کاهش سلامت افراد می­گردند؛ جلوگیری میکند. پیشگیری برای تمام افراد جامعه است و زمینه­ی ارتقای سلامت آنان را مهیا ساخته و شامل سه سطح است:

پیشگیری اولیه: در این سطحِ پیشگیری افرادی که مشکل ندارند؛ توانایی­هایی برای جلوگیری از وقوع آسیب پیدا می­کنند. در این سطح از بروز آسیب و رفتارهای پرخطر جلوگیری میشود.

پیشگیری ثانویه: در پیشگیری ثانویه، افرادِ بیمار شناسایی شده و تحت درمان قرار می­گیرند.

پیشگیری ثالثیه: این کار برای بازتوانی افراد و کاهش ناتوانیهای بعدی انجام می­گیرد و ناتوانی­هایی که شاید باعث اعتیاد شده­اند، به وسیله آموزشِ مهارت­های زندگی و مهارتهای سازگاری تصحیح می­گردند.

 

بهبودی (Recovery)

بهبودی در درمان به معنی بازگشت به حالت طبیعی و سلامتِ پیش از بیماری است؛ ولی در مورد اعتیاد؛ بهبودی کاملاً نسبی بوده و بسته به عوامل مختلف می­تواند از ترکِ کاملِ ماده، تا کم کردن میزان یا دفعاتِ مصرفِ ماده باشد.

 

پسرفت بیماری (remission)

اگر فردی قبلاً واجد شرایط وابستگی به یک ماده­ی خاص بوده (که تعریف آن قبلاً ارایه شد) و در حال حاضر حداقل به مدت یک ماه ملاک­های وابستگی به مواد را نداشته باشد؛ یا اینکه این ملاکها کمتر از حد لازم برای وابسته شدنع تلقی گردند (کمتر از 3 مورد از موارد تعریف وابستگی)، بیماریاش پسرفت کرده است (فرد نباید در طی این مدت تحت درمان با داروهای مخدر بوده و یا در محیطهای کنترل شدهای همانند زندان یا بیمارستان باشد).

 

پسرفت کامل بیماری

فردی که قبلاض به مادهی خاصی وابستگی داشته و در حال حاضر حداقل به مدت یک ماه هیچ یک از ملاک های وابستگی به مواد را نداشته باشد، بیماریاش، پسرفت کامل کرده است (فرد نباید در طی این مدت تحت درمان با داروهای مخدر بوده و یا در محیط های کنترل شده ای همانند زندان یا بیمارستان باشد).

 

پسرفت نسبی بیماری

فردی که قبلاً به ماده­ی خاصی وابستگی داشته و در حال حاضر حداقل به مدت یک ماه، کمتر از سه مورد از ملاکهای وابستگی به آن ماده را دارد، بیماری­اش، پسرفت نسبی کرده است (فرد نباید در طی این مدت تحت درمان با داروهای مخدر بوده و یا در محیط های کنترل شده ای همانند زندان یا بیمارستان باشد).

 

پسرفت اولیهی بیماری

/ 0 نظر / 53 بازدید