Health Station

Mohsen Heidari : The Epidemiology student at Shahid Beheshti University of Medical Sciences and Health Services

 
درمان سوء مصرف مواد
نویسنده : محسن حیدری - ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱
 

درمان سوء مصرف مواد

پیش گفتار

درمان اعتیاد با انتخاب یکی از دو هدف اصلیِ پاکی کاملی و کاهش آسیب اعتیاد، می­تواند شروع شود ولی هر بیماری که با یکی از این اهداف، درمانش شروع شد؛ با توجه به نیازها، شرایط و خصوصیاتش باید اهداف فرعی دیگری برای او (از همان ابتدای درمان) انتخاب شود.

بنابراین پزشکان باید با انواع اهدافی که می­تواند برای یک فرد معتاد در نظر گرفته شود؛ آشنا شوند و براساس آن برای هر بیمار با مشارکت خود او، در ابتدا اهداف درمان را تعیین نمایند. مثلاً در موردِ بیماری که به علت کمر درد، مصرف تریاک خود را شروع کرده است و در حال حاضر انگیزه زیادی برای ترک دارد، باید علاوه بر تعیین هدف کلی پاکی کامل، هدف فرعیِ از بین بردن علت کمردرد را نیز حتماً مدنظر داشت وگرنه همین درد دوباره باعث عود اعتیاد خواهد شد و یا در مورد بیماری که او نیز با هدف اصلی پاکی کامل درمانش را شروع کرده ولی هیچ سابقه­ی ناراحتی جسمانی را در شرح حال خود نمی دهد، بلکه سابقه­ی افسردگی را بیان می­کند؛ یکی از اهداف فرعی حتماً باید درمان ضد افسردگی در او باشد (و هدفِ فرعیِ از بین بردن علت کمر درد در او بی معنی خواهد بود).

 

باتشکر صمیمانه از استاد عزیز جناب آقای دکتر  عیسی محمدی زیدی

 

 


 

 

اهداف درمان

با در نظر گرفتن وضعیت و شرایط فرد معتاد می­توان اصول ذیل را به عنوان اهداف درمانی مشخص کرد.

1- رسیدن به زندگی عاری از مصرف مواد

2- افزایش انگیزه­ی بیمار برای حفظ پرهیز

3- حذف رفتارهای ضد اجتماعی بیمار و بهبود روابط اجتماعی او

4- کمک به ارتقاء عملکردهای متنوع و مختلف فرد در زندگی

5- رسیدن به مطلوب ترین حالت بدنی از نظر طبی (سعی در بهبود عملکرد سیستم­های مختلف بدن که در طی دوران اعتیاد آسیب دیده اند).

6- شناسایی و درمان اختلالات روان پزشکی در فرد.

7- بهبود روابط فرد با افراد فامیل، دوستان و اطرافیان.

8- بهبودی دوباره­ی عملکرد حرفه ای فرد در جامعه.

9- بالا بردن ارزش های معنوی برای بیمار.

10- کسب مهارت های لازم در مواجهه با مشکلات زندگی و برای مقاومت در برابر وسوسه­ی مصرف مواد.

11- حل کردن مشکلات بی خانمانی برای بیماران بی خانمان.

12- کسب ظرفیت­های لازم، مربوط به رشد و بلوغ شخصیتی.

13- پیشگیری از عود اعتیاد.

 

برای برنامه ریزی درمان اعتیاد در سطح جامعه باید این اصول را در نظر گرفت:

1- در نظر گرفتن ظرفیت های مالی و سیاسی موجود در جامعه.

2- دقت در استفاده از منابع مالی و پرسنلی و جلوگیری از هدر رفتن آنها.

3- مشخص کردن واضح و دقیق فلسفه ی برنامه­ی درمانی برای کلیه­ی پرسنل درمانی.

3- انتخابِ شیوه های درمانی که مؤثرتر هستند.

5- در نظر گرفتن این موضوع که هیچ نوع درمانی کاملاً ایمن نیست.

 

به طور کلی رویکردهای درمانی را می توان به دو گروه بزرگ تقسیم کرد که عبارت اند از:

پرهیز کامل و دستیابی به یک زندگی عاری از مواد (Abstinence).

کاهش آسیب­ها و عوارض ناشی از اعتیاد در فرد (Harm Reduction)

 

براساس انتخاب یکی از این دو رویکرد با توجه به شرایط بیمار و توافق با وی بعد از مصاحبه­ی انگیزشی، می توان سایر اهداف درمانی را نیز (که در بالا ذکر شده) مشخص کرد.

به عنوان مثال در درمان با متادون در صورتی که رویکردِ ما، پرهیز کامل باشد؛ با کاهش تدریجیِ دوزِ متادون و قطع آن (سم زدایی) بیمار را به زندگی عاری از مواد می رسانیم ولی در صورتی که رویکردِ ما کاهش عوارض اعتیاد در فرد باشد؛ بیمار را روی درمان نگه دارنده با متادون قرار داده و دوز آن را آن قدر بالا می بریم که بیمار وسوسه ی مصرف مواد دیگر را نداشته باشد و این درمانِ نگه دارنده را تا هر وقت که بیمار بخواهد ادامه می دهیم. در واقع در " کاهش عوارض اعتیاد"، ما به بیمار می­گوییم که مثلاً به جای تزریق هرویین که می­تواند باعث شیوع بیماری هایی نظیر ایدز و هپاتیت گردد و ثانیاً عملکرد شغلی و اجتماعی او را نیز مختلف می­کند، می­تواند تحت درمان نگه دارنده با متادون خوراکی با دوزی که وسوسه اش را از بین ببرد قرار گیرد و این درمان تا هر زمان که او بخواهد ادامه خواهد یافت. یا مثلاً با رویکرد کاهشِ آسیب و عوارض اعتیاد می توانیم برای کسانی که حتی حاضر نیستند تزریق هرویین را ترک و متادون مصرف کنند؛ سرنگ یک بار مصرف به صورت رایگان در اختیارشان بگذاریم و عوارض استفاده از سرنگ مشترک را به آنها گوشزد کرده و با این کار سعی در کاهش شیوع بیماری­هایی نظیر ایدز و هپاتیت نماییم.

البته در حین اقدامات کاهشِ آسیب و عوارض اعتیاد (Harm Reduction) با بیمار مصاحبه های انگیزشی هم صورت می­گیرد تا در صورت ایجاد انگیزه­ی لازم، وارد درمان­های پرهیز کامل (abstinence) گردد.

 

خلاصه

اهداف کلی درواقع، پاکی کامل و یا کاهشِ آسیبِ اعتیاد است ولی علاوه بر این دو هدف اصلی، اهداف فرعی دیگری نیز باید برای بیمار انتخاب شود که زیر گروه یکی از این دو هدف خواهند بود. مثلاً در صورتی که هدف، پاکی کامل باشد، رسیدن به زندگی عاری از مصرف مواد، افزایش انگیزه برای حفظ پرهیز و پیشگیری از عود اعتیاد، اهدافِ فرعی­تر در درمان فرد بیمار خواهد بود و برای هدف پیشگیری از عود اعتیاد، برحسب خصوصیات و شرایط و نیازهای بیمار می توان اهداف فرعی­تری در نظر گرفت. از جمله در صورت وجود رفتارهای ضد اجتماعی در بیمار و نداشتن دوست، حذف رفتارهای ضد اجتماعی بیمار و بهبود روابط اجتماعی او، شناسایی و درمان اختلالات روان پزشکی در فرد، بهبود روابط فرد با افراد فامیل یا دوستان و اطرافیان، کسب ظرفیت های لازم مربوط به رشد و بلوغِ شخصیت، تقویت مهارت ارتباطی و ابزار وجود، 6 هدف فرعی خواهند بود که برای بیمار باید در نظر گرفته شود. در صورتی که برای فردی دیگر ممکن است هدف کلی، کاهش آسیب اعتیاد باشد. مثلاً این بیمار افسردگی و کمر درد شدید داشته و اکنون بیکار است و از خانواده نیز طرد شده است، در آن صورت اهداف فرعی تر او، شناسایی و درمان اختلالات روان پزشکی، رسیدن به مطلوب­ترین حالت بدنی از نظر طبی، کمک به ارتقای عملکردهای متنوع و مختلف فرد در زندگی، بهبود روابط او با خانواده، بهبودی دوباره عملکرد حرفه­ای فرد در جامعه و کسب مهارت های لازم در مواجهه با مشکلات زندگی، برای مقاومت در برابر وسوسه مصرف مواد، می­باشد (6 هدف). یکی از اهداف فرعی درمان که در بسیاری از بیماران مفید خواهد بود؛ بالا بردن ارزش های معنوی بیمار است. گاهی از اوقاع این موضوع که بیمار، هرویینِ تزریقی با سرنگ یک بار مصرف (به جای سرنگ های مشترک) تزریق نماید، درمان محسوب می­شود ولی درمان با هدفِ کاهشِ آسیب. همینطور درمان نگه دارنده با داروهای آگونیست مثل متادون نیز درمان با هدف کاهش آسیب محسوب می شود. درمان نگه دارنده با متادون جلوی تزریق موادمخدر را گرفته یا آن را کاهش می دهد و موجب کاهش بروز ایدز و هپاتیت شده و عملکرد شغلی و اجتماعی و خانوادگی فرد را بهبود می بخشد. به همین ترتیب از عوارض تزریق همانند آبسه و ... جلوگیری کرده و تخلفات قانونی (همانند دزدی برای بدست آوردن مواد) را کاهش می دهد.

البته انتخاب شیوه­ی درمان بر عهده­بیمار با کمک و راهنمایی درمانگر است. هیچکدام از آن­­ها (بیمار و درمانگر) به تنهایی شیوه ی درمان را انتخاب نمی کنند. البته هیچ شیوه­ی درمانی کاملاً ایمن نیست و هر شیوه ای عوارض خاص خود را دارد. اما درمانگروظیفه دارد بیمار را به انتخاب شیوهای که کمترین عوارض و بیشترین سودها را دارد؛ راهنمایی نماید.

 

 

وابستگی به مواد (Substance Dependence)

 

(معیارهای تشخیص برگرفته از راهنمای تشخیصی و آماری ـ ویرایش چهارم، DSM-IV)

« وابستگی به مواد»، الگوی سوء سازگارانه (maladaptive) مصرفِ مواد با ایجادِ ناراحتی (distress) و اختلالِ (impairment) مشخص از نظر بالینی است که ظرف 12 ماه با 3 مورد یا بیشتر از مواردِ ذیل تظاهر می کند:

1- تحمل (tolerance) : که با مصرفِ مواد در یکی از حالت­های زیر مشخص شود:

الف) نیاز به افزایش قابل ملاحظه­ی مقدار مصرفِ ماده برای رسیدن به آثار دلخواه.

ب) کاهش قابل ملاحظه ایِ تأثیر ماده با استفاده­ی مداوم از میزانِ ثابتِ ماده­یِ موردنظر.

 

2- علایم محرومیت یا قطعِ مصرف (withdrawal) ، که با یکی از موارد ذیل مشخص می گردد:

الف) ایجاد علایمِ محرومیت و ناراحتی های مشخص برای هر ماده­ی بخصوص در هنگام قطع یا کاهش مصرف آن.

ب) نیاز به استفاده از همان ماده (یا ماده­ای مشابه) برای رفع یا پرهیز از بروز ناراحتی های ناشی از محرومیت از مواد.

 

3- ماده غالباً به مقدار بیشتر یا دوره ای طولانی تر از آنچه موردنظر است، مصرف شود.

4- میلِ دایم برای مصرف ماده وجود داشته و یا تلاش­های ناموفقی برای قطع یا کنترل مصرف ماده انجام شده باشد.

5- وقت زیادی برای به دست آوردنِ ماده (مثل مراجعه به پزشکان متعدد، یا طی مسافت های طولانی برای تهیه ی آن) یا مصرف آن صرف شود (تدخین های پیاپی) و یا برای بهبود اثرات مصرف آن نیز نیاز به وقت زیادی باشد.

6- فعالیت های مهم اجتماعی، حرفه ای و یا تفریحی به خاطر مصرف مواد کنار گذاشته شود و یا کاهش پیدا کند.

7- ادامه ی مصرف ماده علی رغم آگاهی از داشتن مشکل روان شناختی یا جسمی پایدار یا عود کننده که ناشی از مصرف آن ماده باشد یا با مصرف آن ماده تشدید شود. (مثلاً ادامه­ی مصرف کوکایین به صورتِ مکرر علی رغم آگاهی از ایجاد افسردگی ناشی از مصرف کوکایین و یا ادامه­ی مصرفِ الکل علی رغم آگاهی از این موضوع که زخم معده با ادامه مصرف آن شدت می یابد).

-در صورتی که تحمل یا علایم محرومیت (موارد 1 یا 2) وجود داشته باشد، وابستگی جسمانی هم هست. (With PhysiologicalDependence)

-در صورتی که تحمل یا علایم محرومیت (موارد 1 یا 2) وجود نداشته باشد، این وابستگی بدون وابستگی جسمانی خواهد بود. (WithoutPhysiological Dependence)

 

مصرف (Use)

«مصرف» شامل یک یا چند بار مصرف ماده (مخدر یا محرک یا ...) به صورت قانونی (با تجویز پزشک و به علت بیماری یا ناراحتی خاص) است. «مصرف خطرناک» شامل مصرف مداوم برای یک ماه و یا مصرف متناوب برای 12 ماه است.

 

سوءمصرف ماده (Abuse)

(برگرفته از راهنمای تشخیصی آماری ویرایش چهارم DSM – IV )

الگوی سوء سازگارانه ی مصرف ماده است که باعث ایجاد پیامدهای مضر، منفی و عود کننده می گردد که شامل پدیده های تحمل و محرومیت نیست و با مشخصاتی که برای بیماران وابسته به مواد ذکر شد، مطابقت کامل ندارند (به عبارتی دیگر « سوء مصرف ماده»، مصرفِ داوطلبانه و غیراخلاقی یک ماده، بدون ایجاد تحمل و علایم محرومیت (پس از قطع مصرف آن) و به طور کلی بدون مشخصات لازم برای بیمارانِ وابسته است)؛ و با یک یا چند مورد از علایم زیر در طولِ 12 ماه تظاهر می کند:

1- مصرف مکرر مواد که منجر به اختلال در فعالیت های اجتماعی، شغلی و تفریحی شود (مانند غیبت های مکرر، عملکرد ضعیف شغلی مربوط به مصرف ماده، مسامحه نسبت به فرزندان و افراد خانواده).

3- مصرف مکرر مواد در موقعیت هایی که مصرف ماده خطرناک است (مثلاً رانندگی در حالت مستی یا خواب آلودگی).

4- تخلفات قانونی مربوط به مصرف مواد (مثلاً دستگیری به علت مصرف مواد).

5- مصرف مداومُ مواد، علی رغم مشکلات اجتماعی یا بین فردی که ناشی از مصرف مواد است (مانند مشاجره و درگیری با همسر).

 

علایم محرومیت (Withdrawal)

« علایم محرومیت» سندرم خاصی است؛ ناشی از قطع یا کاهش مصرفِ مواد. این سندرم شامل ناراحتی های جسمی، روانی و افت عملکرد اجتماعی، خانوادگی و حرفه ای و ... است (نشانه­های این سندرم نباید ناشی از یک بیماری جسمی یا روانیِ دیگر باشد).

 

آثار ناشی از مصرف مواد (Intoxication)

سندرم برگشت پذیر خاصی است؛ ناشی از مصرفِ اخیر یک ماده و شامل تغییرات غیرانطباقی رفتاری، روانی یا جسمی است که در اثر مصرف مواد و تأثیر آنها بر دستگاه عصبی مرکزی در هنگام مصرف یا در فاصله کوتاهی پس از مصرف ظاهر می­شود (نشانه­های این سندرم نباید ناشی از یک بیماری جسمی یا روانی دیگر باشد).

 

سم زدایی (Detoxification)

در طول «سم زدایی» سعی می­شود وابستگی جسمانی فرد به مواد از بین برود و یا به عبارتی دیگر، سم زدایی فرایندی است که در آن فرد معتاد را به سرعت به وضعیت عادی از مصرف مواد می­رسانیم و در طی آن با روش­های گوناگون، ناراحتی­های ناشی از قطع مصرف مواد را در او کاهش می­دهیم.

 

درمان اعتیاد

شامل مجموعه­ای از روش های دارویی، روان شناختی و مددکاری اجتماعی است که برای سم زدایی معتادان و پیشگیری از مصرف مجدد مواد توسط آنان و یا برای کاهش آسیب و عوارض اعتیاد در فرد به کار گرفته می­شود.

 

انگیزش (Motivation)

منظور از « انگیزش»، میزان احساسِ نیاز فردِ معتاد به تغییر است و اینکه او تا چه درجه ای به مشکل خود پی برده و به فشارهای مثبت یا منفی که برای تغییر وجود دارند؛ پاسخ می دهد. برخی افراد در اثر نیازهای درونی و برخی دیگر بر اثر فشارهای خارجی و یا ترکیبی از این دو به درمان روی می­آورند.

 

وسوسه (Craving)

میل به تجربه­ی اثرات قبلی مصرف مواد و به طور کلی میل بسیار قوی برای مصرفِ مجدد مواد است که فشار زیادی بر فکرِ فرد گذاشته و باعث تأثیر بر خُلق او و تغییرِ رفتارش می­شود . " وسوسه " ، تمرکز و عملکردِ شخصی را ضعیف می­کند و شدتِ آن کاملاً به فرد و موقعیتی که در آن قرار دارد، بستگی دارد.

 

پیشگیری (Prevention)

" پیشگیری" ، فرایندی است که در طی آن کارهایی انجام می­گیرد تا باعث کاهش نرخ بروز موارد جدید آسیب دیدگی اجتماعی در یک جامعه در زمان معین شود و از گسترش مسایلی که باعث کاهش سلامت افراد می­گردند؛ جلوگیری می کند. پیشگیری برای تمام افراد جامعه است و زمینه­ی ارتقای سلامت آنان را مهیا ساخته و شامل سه سطح است:

پیشگیری اولیه: در این سطحِ پیشگیری افرادی که مشکل ندارند؛ توانایی­هایی برای جلوگیری از وقوع آسیب پیدا می­کنند. در این سطح از بروز آسیب و رفتارهای پرخطر جلوگیری می شود.

پیشگیری ثانویه: در پیشگیری ثانویه، افرادِ بیمار شناسایی شده و تحت درمان قرار می­گیرند.

پیشگیری ثالثیه: این کار برای بازتوانی افراد و کاهش ناتوانی های بعدی انجام می­گیرد و ناتوانی­هایی که شاید باعث اعتیاد شده­اند، به وسیله آموزشِ مهارت­های زندگی و مهارت های سازگاری تصحیح می­گردند.

 

بهبودی (Recovery)

بهبودی در درمان به معنی بازگشت به حالت طبیعی و سلامتِ پیش از بیماری است؛ ولی در مورد اعتیاد؛ بهبودی کاملاً نسبی بوده و بسته به عوامل مختلف می­تواند از ترکِ کاملِ ماده، تا کم کردن میزان یا دفعاتِ مصرفِ ماده باشد.

 

پسرفت بیماری (remission)

اگر فردی قبلاً واجد شرایط وابستگی به یک ماده­ی خاص بوده (که تعریف آن قبلاً ارایه شد) و در حال حاضر حداقل به مدت یک ماه ملاک­های وابستگی به مواد را نداشته باشد؛ یا اینکه این ملاک ها کمتر از حد لازم برای وابسته شدنع تلقی گردند (کمتر از 3 مورد از موارد تعریف وابستگی)، بیماری اش پسرفت کرده است (فرد نباید در طی این مدت تحت درمان با داروهای مخدر بوده و یا در محیط های کنترل شده ای همانند زندان یا بیمارستان باشد).

 

پسرفت کامل بیماری

فردی که قبلاض به ماده ی خاصی وابستگی داشته و در حال حاضر حداقل به مدت یک ماه هیچ یک از ملاک های وابستگی به مواد را نداشته باشد، بیماری اش، پسرفت کامل کرده است (فرد نباید در طی این مدت تحت درمان با داروهای مخدر بوده و یا در محیط های کنترل شده ای همانند زندان یا بیمارستان باشد).

 

پسرفت نسبی بیماری

فردی که قبلاً به ماده­ی خاصی وابستگی داشته و در حال حاضر حداقل به مدت یک ماه، کمتر از سه مورد از ملاک های وابستگی به آن ماده را دارد، بیماری­اش، پسرفت نسبی کرده است (فرد نباید در طی این مدت تحت درمان با داروهای مخدر بوده و یا در محیط های کنترل شده ای همانند زندان یا بیمارستان باشد).

 

پسرفت اولیه ی بیماری

فردی که قبلاً به ماده ی خاصی وابستگی داشته و در حال حاضر بیش از یک ماه و کمتر از 12 ماه، ملاک های وابستگی به مواد را نداشته باشد یا این ملاک ها در او کمتر از حد لازم برای وابسته تلقی شدن باشد، بیماریِ او پسرفت اولیه داشته است (چرا که در طول 12 ماه اول بعد از سم زدایی بیشترین میزان خطر بروز عود وجود دارد. افراد نباید در طی این مدت تحت درمان با داروهای مخدر بوده و یا در محیط های کنترل شده ای همانند زندان یا بیمارستان باشد).

 

پسرفت مستمر بیماری

فردی که قبلاً به ماده­ی هاصی وابستگی داشته و در حال حاضر به مدت 12 ماه یا طولانی­تر، ملاک­های وابستگی به مواد را نداشته و یا این ملاک ها در او کمتر از حد لازم برای وابسته تلقی شدن، باشد، بیماری او پسرفت مستمر داشته است (فرد نباید در طی این مدت تحت با داروهای مخدر بوده و یا در محیط های کنترل شده ای همانند زندان یا بیمارستان باشد).

 

لغزش (Lapse)

یک بار مصرفِ ماده، بعد از ترک آن را " لغزش" می گویند که لزوماً به عود و وابستگی مجدد منجر نمی شود و یکی از علت­های مهم آن " وسوسه" است.

 

عود (Relapse)

" عود"، مصرف مجدد مواد به صورت منظم بعد از ترک آن است که به دنبال لغزش ایجاد می­شود و دوباره وابستگی کامل به مصرف مواد را پیش می­آورد. در واقع اعتیاد یک بیماری مزمن با عودهای مکرر است؛ بنابراین عود نباید باعث ناامیدی درمانگر، بیمار یا خانواده­ی او شود.

 

هم وابستگی (Codependence)

الگوهای رفتاری اعضای خانواده یا به طور کلی اطرفیان فردی وابسته را که تحت تأثیر او ایجاد شده، « هم وابستگی» می­گویند که می تواند باعث آسیب به بیمار و اطرافیان او گردد.

الگوهای رفتاری اعضای خانواده یا به طور کلی اطرفیانِ فردی که وابستگی به مواد پیدا کرده است، مجموعاً باعث پیدایش پدیده­ای می شود که به آن " سبک زندگی مختل" می­گویند. در این سبکِ زندگی، هم فرد معتاد و هم خانواده­ی او به مجموعه ای از رفتارها معتاد می شوند که به خاطر ماهیت اعتیاد، کنشِ یکی بدونِ واکنشِ طرفِ دیگر آنها را دچار علایم محرومیت می­کند.

در این نوع از پیوند، صرفاً نباید مسئله­ی اعتیاد را به پیوند میان ماده­ی اعتیادآور و فرد معتاد تقلیل داد، بلکه پیوند اعتیاد گونه­ی کنش و واکنش میان اعضای خانواده و فرد معتاد خود دست کمی از مصرف مواد ندارد.

 

خلاصه

وابستگی به مواد در فرد در حالتی که ظرف 12 ماه، 3 مورد یا بیشتر از ملاک­های زیر را دارا باشد، اثبات می­گردد:

1- تحمل

2- علایمِ محرومیت قطع مصرف مواد

3- ماده به مقدار بیشتر یا دوره ای طولانی تر از آنچه موردنظر است، مصرف شود.

4- وجود میل دایم برای مصرف مواد

5- صرف وقتِ زیاد برای به دست آوردن یا مصرف مواد

6- کنار گذاشتن فعالیت های مهم اجتماعی، حرفه ای یا تفریحی به خاطر  مواد

7- ادامه مصرف مواد، علی رغم آگاهی به مشکلات آن

 

درمان اعتیاد نسبی بوده و شامل روش­های دارویی و روانشناختی و مددکاری (برای پاکی کامل فرد و پیشگیری از مصرف مجدد یا در جهت کاهش آسیب و عوارض اعتیاد در فرد) است. پس بهبودی نیز در اعتیاد نسبی بوده و می­تواند به معنی بازگشت به حالت طبیعی بوده یا حتی شامل کم کردن مقدار یا دفعات مصرف هم باشد.

فردی که قبلاً وابسته به یک ماده بوده و اکنون حداقل یک ماه کمتر از 3 مورد از ملاک های وابستگی به آن ماده را داشته باشد، بیماری اش پسرفت اولیه ی نسبی کرده است (حداقل یک ماه ملاک­های وابستگی را کمتر از حد لازم برای وابسته تلقی شدن دارا باشد) و اگر حداقل یک ماه هیچ یک از ملاک­های وابستگی را نداشته باشد، بیماری­اش پسرفت اولیه کامل کرده است. در صورتی که حداقل به مدت 12 ماه یا بیشتر هیچ یک از ملاک های وابستگی را نداشته باشد، بیماری او پسرفتِ مستمرِ کامل کرده و اگر در مدت 12 ماه ملاک های وابستگی را کمتر از 3 مورد داشته باشد، در بیماری خود پسرفت مستمر نسبی کرده است.

در سوءمصرف مواد، تحمل و علایم محرومیت قطع مصرف مواد وجود ندارد و با یک یا چند مورد از علایم زیر در طول 12 ماه تظاهر می یابد:

1- مصرف مکرر مواد که منجر به اختلال در فعالیت­های اجتماعی، شغلی، تفریحی و خانوادگی فرد شود.

2- مصرف مکرر مواد در موقعیت های خطرناک.

3- تخلفات قانونی مربوط به مصرف مواد.

4- مصرف مداوم مواد علی رغم آگاهی از مشکلات اجتماعی یا بین فردی ناشی از آن.

پیشگیری فرایندی است که در طی آن کارهایی انجام می گیرد تا از گسترش مسایلی که باعث کاهش سلامت افراد می گردند جلوگیری شود. پیشگیری شامل سه سطح است:

 

پیشگیری اولیه: که در این سطح از بروز آسیب و رفتارهای پرخطر جلوگیری می شود

پیشگیری ثانویه: که افراد بیمار درمان می شوند

پیشگیری ثالثیه: که شامل بازتوانی افراد می شوند.

 

اهداف و مراحل درمان اعتیاد

درمان معتاد یک فرآیند است و از زمانی شروع می شود که فردمصرف کننده مواد مخدر به مراکز درمانی مراجعه می کند و فردمعتاد تحت یک برنامه درمانی خاص قرار می گیرد این برنامه ممکناست تا زمانی که فرد به بالاترین سطح بهداشتی و احساس خوب بودنبرسد ادامه یابد.

 برای موفقیت دردرمان بایستی سازمان ها و ارگانهای مختلفمثل سازمانهای بهداشتی آموزشی حقوقی رفاه اجتماعی و آموزش شغلینیز در گیر شوند و واضح است که درمان معتادان بدون توجه بهمسائل روانی فرهنگی اجتماعی و خانوادگی آنان نمی تواند موفقباشد .

نکته مهم در درمان این است که به فرد معتاد به عنوان یکاسان و یک عضو جامعه که درحال حاضر نیازمند کمک است نگریستهشود نه مثل یک فرد خاطی مجرم و گناه کار که مستوجب کیفرو یادلسوزی است .

از نکات مهم دیگر که لازم است در درمان اعتیاد به آن توجهکرد اینست که از یک طرف معتاد نسبت به درمان یک نگرش دو گانهای دارد به ا ین صورت که علی رغم میل دائمی برای ترک و تصمیمهای مکرر جهت ترک از مراجعه به مراکز درمانی به علت اینکه مصرفمواد مخدر خلاف عرف و ارزش های جامعه است اکراه دارد و از طرفدیگر معتاد ممکن است با اصرار والدین همسر خواهر یا برادردوستان معلمان و یا روسای محل کار برای ترک مراجعه کرده باشد .

در این حالت باید دقت شود که احتمال عدم همکاری بیمار یابروز حالت های دفاعی وخصمانه وجود دار بنابرراین می بینیم کهاولین برخورد و نحوه ارتباط با فرد معتاد و جلب اعتماد او نقشیمهم در روند درمان ایفا می کند بعد از پیدایش این ارتباطواعتماد لازم است که برای درمان وی نیز تشویق صورت گیرد .

اما چرا باید یک معتاد رابرای درمان تشویق کرد؟

1)      چون مصرف مواد مخدر ایجاد وابستگی جسمی و روانی می کند وعلی رغم میل دائمی برای ترک تصمیم به ترک مشکل است

2)      اعتیاد باعث از دست دادن حمایتهای خانوادگی و اجتماعی شدهو فردتنها میشود بنابر این معتاد نیازمند کمک است

3)      معاشرت با دوستان و افراد معتاد فرد را به ادامه مصرفمواد تشویق می کند

4)      معتاد معمولا از احتمال بهبودی ناامید و نسبت به درمان بدبین است

5)      برخی از معتادان از خطرها و عواقب مصرف مواد اطلاعیندارند و یا مشکلاتی ناشی از آن را انکار می کنند

بنابراین لازم است به خاطر داشتهباشیم که یکی از وظایف مهم افراد جامعه تشویق معتادان به درماناست

چگونه می توان معتادان را به درمان تشویق کرد؟

1)      با تشریح خطرات وعواقب مصرف مواد

2)      به معتاد اطمینان دهیم که با مراجعه به مراکز درمانی بهاو کمک می شود تا با کمترین درد و ناراحتی اعتیاد را کناربگذارد

3)      به بیمار اطمینان دهیم در صورت تصمیم قطعی موفق به ترکخواهد شد ومثالهایی از افرادی که موفق به ترک شده اند برای اوبیاورند

4)      در مواردی که فرد مبتلا تلاش کرده مصرف مواد را ترک کند ولیموفق نشده است و احساس ناامیدی می کند به او تذکر دهید کهبسیاری از افراد قبل از موفقیت کامل در درمان بارها و بارهاکوشش کرده و نهایتا موفق گردیده اند

5)      به معتاد اطمینان دهیم در صورت ترک اعتیاد دوستان جدیدیپیدا خواهد کرد و خانواده و اطرافیان او را در جمع خود خواهندپذیرفت.

هدف از درمان اعتیاد چیست ؟

1)      رسیدن به شیوه زندگی بدون مواد

2)      کمک به افزایش عملکرد فرد در جنبه های مختلف زندگی

3)      جلوگیری از پیدایش مجدد اعتیاد

برای رسیدن به این اهداف نیاز به یک برنامه درمان خاص داریمبطور کلی درمان معتاد شامل دو مرحله است :

 - مرحله اول دوره سم زادائی

 - مرحله دوم دوره توانبخشی

مرحله اول:

این مرحله بسته به نوع و مقدار ماده مصرفی وطول مدت اعتیادبطور متوسط 10 تا 15 روز طول می کشد و با وجودیکه علائم خماریدراین مرحله برای فرد معتاد سخت وبرای دیگر افرادی که از معتادمراقبت می کنند ممکن است ناراحت کنند باشد ولی خوشبختانه خطریاز نظر مرگ و میرندارد .

مرحله دوم:

این مرحله مهمترین و حساس ترین زمان برای رسیدن به اهدافدرمانی است که اگر در مراقبت از معتاد سهل انگاری صورت گیرددرمان بی نتیجه خواهد بود دراین مرحله بیشتر به علل و عواملیکه باعث گرایش فرد به اعتیاد می شود توجه شده و عمدتا از درمانهای غیر داروئی مثل روان درمانی فردی ،گروهی، خانواده درمانی،مشاوره، کاردرمانی و درمانهای مذهبی و روحانی وحتی ورزش درمانیبمنظور استمراردرمان و جلوگیری از باگشت مجدد به اعتیاد بهرهگرفته می شود

 

روان درمانی فردی

در روان فردی معتادین به مواد مخدر مسائل بسیار مهم وسودمندی در نظر گرفته می شود که از جمله آنها ایجاد رابطه مثبتبا بیمار معتاد از طریق پذیرش بی قید و شرط او بعنوان یک انساندردمند و نیازمند آشنا نمودن بیمار با ویژگیهای شخصیتش از طریقروش های روانکاوانه به منظور ایجاد تغییر یا تعدیل لازم در آنویژگی ها تقویت صفات مثبت شخصیتی و تصحیح افکار و اعتقاداتافراطی از طریق بحث های شناختی آموزش مهارت های اجتماعی بهمنظور توانا ساختن بیمار در برخورد مناسب با موقعیت هایاجتماعی آموزش مهارتهای مقابله با استرس و روش های مناسب حلمسئله در بحران های زندگی و استفاده بهینه از استعدادها خود میتوان اشاره نمود.

در آن نوع از روان درمانی ملاک بهبودی عبارت است از تغییر درباورها و نگرش ها بالا بردن اعتماد به نفس احساس خودکفائی لذتاز زندگی و ارتباط سالم با دیگران که همه این تغییرات از اهمیتبسزائی برخوردار است .

خانواده درمانی                                                                                                           

روان درمانی خانواده :باتوجه به اینکه اختلالات رفتاریفرزندان با مشکلات روانی پدرو مادر ارتباط دارد میتواندر اغلبموارد فرض را بر این گذاشت که اختلال رفتاری فرزندان از بافتزندگی خانواده او نشات میگیرد ناراحتی کودک اغلب نشانه وجوداختلال عصبی در مجموعه خانواده اونیز توجه داشت تحلیل هایروانی حاکی از آن است که سستی درانجام وظایف سرپرستی از جانبپدرو مادر معمولا پایه غیر منطقی داشته واغلب ناشی از اختلالعصبی و بدور از کنترل آنها صورت میگیرد دراغلب موارد قصد وعمدیدر کار نیست بیشتر والدین میخواهند پدر و مادر های خوبی باشندو کاری در جهت منافع فرزندان صورت دهند اما با کمال تعجب آنچهدر عمل انجام میدهند با تصویرایده آلی که در ذهن خود دارندمطابقت نمی کند برای درمان کودکان باید به والدین توجه نموداما فقط با توجیه و آموزش نمیتوان طرز تلقی های پدر و مادر رااصلاح کرد برای رسیدن به این مهم بایستی به روشهای روان درمانیاقدام نمود و دراین بین یکی از شاخه های مهم روان درمانیخانواده درمانی است خانواده درمانی به عنوان راهی جدید برایرویا رویی با آن دسته از مشکلات انسان که قبلا به وسیله یکی ازاشکال گوناگون رواندرمانی فردی با آن برخورد می شد شکل گرفتواکنون یک شیوه تازه و ارائه مفهومی جدید از نحوه بوجود آمدنمشکلات است پیش از این تصور می شد که مشکلات مذکور عمدتا نتبجهفرآیندهای روانی درونی با آسیب شناسی روانی فرد باشند ولذاعقیده برآن بود که ریشه اغلب مشکلات در تجارب اوایل کودکی استدر حالی که رویکرد خانواداگی براین باور استوار گشته که اینمشکلات به تعاملات فعلی موجود میان افراد خانواده و گاهی اوقاتمیان افراد و دیگر سیستم های اجتماعی مربوط هستند در واقع علتمشکلات افراد درسیستم های اجتماعی با وضعیت حال حاضر آنهافهمیده می شود ونه از تاریخچه و شرح حال گذشته آنهاخانواده برای حفظ تعادل خود در مقابل تغییر چه در جهت مثبت وچه در جهت منفی مقابله می کند اگر فرزند سر به راه خانواده شبدیر به خانواده بیاید خانوماده در مقابلش می ایستد و بالعکساگر فرزند نااهل خانواده پس از عدم پذیرش وی سر به راه شودخانواده فشار خود را برای تداوم نابهنجاری او افزایش می دهدرفتار نابهنجار معلول رفتار متقابل اعضای خانواده با یکدیگراست از نقطه نظر این دیدگاه بیماری فرد حتما به رابطه او باهمسر و خانواده وی مربوط می شود.
 

گروه درمانی

روان درمانی گروهی یک نوع درمان کاملا پذیرفته شدهروانشناختی است که از تعاملات سازنده بین اعضا و مداخلات یکرهبر آموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفکرات و احساساتافراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی دهه های گذشتهتعداد قابل ملاحظه ای از بیماران روانی توسط گروه درمانی مداواشده اند گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگراز موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد همچنین بربخی اصولرواندرمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشیو به صورت گروههای رویا روی کاربد داشته است.

 بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهیدر زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد تدابیر درمان کهمهمترین مسئله مورد بحث در روان درمانی گروهی است تنها به گروهدرمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود داردبطور عادی ما درزندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفیارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است البته همهروابط زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالمو بیماری زا هستند.

 آن دسته از روابط فیمابین افراد که توام با ریا و تزویر وفخر فروشی باشد و همچنین روابط توام با فشار تحقیر روابطیناسالم و صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهایروانی انسان را ارضا می کند و هر انسانی با تمام وجود آنرا طلبمی کند.

روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمارگونه نیست رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله یگیرند واوتنها منزوی گردد شاید یکی ازعلل رشد درمان های روانی در جوامعبزرگ و پیشرفته مسئله تنهائی و بی همدمی افراد باشد بنابراینروان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیازاجتماعی فرددر ارتباط با دیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است کههر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد ولی روابط موجود غلطو ناسالم می باشد.

دربررسیهای کلینیکی به عمل آمده ازمعتادین مشخص شده است کهاغلب آنها قبل از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و درروابطدرون فردی و بین فردی دارای مشکل هستند معتادین معمولا باخانواده خود روابط سالمی ندارند.  همچنین با گروه های طبیعیاجتماعی نیز دچار مشکل هستند بنابر این پس از طی دوره سم زداییو ترک جسمی بایستی شرکت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنیالشود تا خلاء روابط ناسالمی که قبلا در گروه های طبیعی داشتهاست برطرف گردد و روابط بین فردی بتدریج بهبود یابد. ناگفتهنماند که بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودیروابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز دستخوش تحولگردیده و نگرش های فردی نسبت به خود مثبت شده و نهایتا درمانکامل دنبال می شود.

گروههای خود یار

معتادان گمنام یک منبع یا یک سازمان غیر انتفاعی بین المللیمتشکل از معتادان در حال بهبودی است که به شکل محلی و منطقه ایدر بیش از 60 کشور جهان مشغول به فعالیت میباشند اعضاء انجمنمعتادان گمنام از یکدیگر یاد میگیرند که چگونه بدون مواد مخدرزندگی کنند و به چه طریق از اثراتی که اعتیاد در زندگیشانگذارده است بهبود یابند.

چه کسانی اعضای معتادان گمنام هستند؟

هر کس که مایل به قطع مصرف ماده مخدر باشد میتواند به عضویتمعتادان گمنام در آید عضویت دراین انجمن محدود به مصرف کنندگانهیچ نوع ماده مخدر بخصوصی نیست و هر کس با هر گونه ماده مخدرقانونی و غیر قانونی الکل هم جز مواد مخدر محسوب میشودمیتواندبه عضومیت معتادان گمنام در آید.

جلسات معتادان گمنام

زیر بنای گروه و طرز برخورد اصولی واساسی معتادان گمنام بامسئله بهبودی برپایه ارزش درمانی استوار است اعضای این انجمنبا در میان گذاشتن تجربیات ونحوه بهبودی خود از اعتیاد فعالانهدر جلسات شرکت میکنند جلسات معتادان گمنام حالتی غیر رسمی داردو در مکانهایی که توسط گروهها اجراره شده اند برگزارمیشودرهبری جلسات وانجام بقیه امور آن را اعضای جلسه بطورنوبتی وم داوطلبانه برعهده میگیرند کلیه مخارج جلسات معتادانگمنام و خدمات دیگر از طریق کمک مالی داوطلبانه اعضا و فروشنشریات تامین میشود هیچ گونه کمک مالی از افراد غیر عضوپذیرفته نمیشود.

اکثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبقبرنامه زمانی همه هفته تشکیل میشود محل این جلسات معمولا ازمیان مکانها مؤسسات عمومی وعام المنفعه انتخاب میشود جلساتمعمولا دو نوعند:

جلسات علنی یا باز و جلسات غیر علنی یا بسته حضور در جلساتعلنی برای عموم آزاد است جلسات غیر علنی فقط با حضور معتادانبرگزار میشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر یک از جلسات بایکدیگر تفاوتهای زیادی دارند در تعدادی از جلسات موضوع خاصیانتخاب میشود و برخی جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولی هدفجلسات همیشه یکی است و آن بوجودآوردن یک محیط مطمئن و مناسببرای بهبودی فرد میباشد.

 روش کار معتادان گمنام

همیاری و کمک معتادان به یکدیگر بمنظور بهبودی پایه و اساسکار معتادان گمنان است اعضای این انجمن بطورمرتب جهت در میانگذاشتن تجربیات بهبودی خود گرد هم میایند و همچنین اعضای باتجربه تر که به آنها راهنما گفته میشومد شخصا به اعضای جدیدترکمک میکنند.

قدمهایدوازده گانهاصولی ترینبرنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب این انجمن میباشنداین قدمهایکسری دستورالعملهای شخصی را جهت بهبودی ارائه میدهدبا بکارگیری این دستورالعملهاو تماسنزدیک و دائم باسایر اعضا در نتیجه معتادان میآموزندکه چگومنها ز مصرف مواد مخدر خودداری کنند و با فراز و نشیبهای زندگیروبرو شوند.

قدم های دوازده گانه

این قدمها اصولی هستند که بهبودیرا ممکن می سازند

1)      ما اقرار کردیم که در مقابل اعتیادمان عاجز بودیم وزندگیمان آشفته گردیده بود.

2)      ما به این باومر رسیدیم که نیرویی برتر از خودمان میتواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.

3)      تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی خود را به خداوند بدانگونه که او را درک کردیم بسپاریم.

4)      ما یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جسورانه از خود تهیهکردیم .

5)      ما چگونگی دقیق خطاهای خود را به خداوند به خودمان و بهیک انسان دیگر اقرار کردیم .

6)      ما کاملا آماده شدیم که خداوند تمام این نواقص شحصیتی مارا برطرف کند.

7)      ما با فروتنی از او خواستیم که کمبودهای اخلاقی ما رابرطرف کند.

8)      ما فهرستیاز تمام کسانی که آزارداده بودیم تهیه کردیم وخواستار جبران خسارت نسبت به تمام آنها شدیم .

9)      ما بطور مستقیم در هر کجا که امکان داشت ازاین افرادجبران خسارت نمودیم مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان ویا دیگران زیان وارد نماید.

10)  ما به تهیه ترازنامه شخصیتی خود ادامه دادیم و هر گاهدر اشتباه بودیم سریعا بدان اقرار نمودیم .

11)  ما از راه دعا و تفکر جویای بهتر نمودن رابطه آگاهانهخود با خداوند بدانگونه که او را درک می کردیم شدیم و دعاکردیم فقط برای آگاهی از اراده او برای خودمان و قدرتی که آنرابه انجام رسانیم.

12)  بایک بیداری روحانی که در نتیجه این قدم ها پیدا کردیمما سعی نمودیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول رارد تمام امور خود به اجرا در آوریم.

اجتماع درمانی

اجتماع درمانی بهشکل کنونی آن اولین بار در سال 1958معرفیشد و به سرعت کارآرایی خود را در درمان و توانبخشی معتاداننشان داد.

بازسازی الگوهای رفتاری مخرب که در طول زندگی کسب شده استنیاز به تغییر دربافت اجتماعی داشته و به همین جهت یک برنامهساخت یافته و نظارتی قوی جهت درمان مسائل رفتاری هنجانیخانوادگی و عاطفی معتادان را طلب می کند.

هدف از ایجاد تغییرات کلی در سبک و شیوه زندگی معتادان پرهیزاز مصرف مواد مخدر ایجاد صداقت فردی کسب مهارتهای اجتماعی مفیدحذف عقاید ضد اجتماعی و رفتارهای غیر قانونی است به منظوردستیابی به این اهداف معتادین بایست مدتی را که بسته به نوعبرنامه درمانی می تواند از سه ماه تا دو سال باشد دراجتماعاتمبتنی بر درمانهای روانشناختی و اجتماعی زندگی کنند مطی فیزیکیاین اجتماعات بسته به گروههای تحت درمان می تواند متغیر باشدمثل بیمارستان شهرک های کوچک و...

انواع روش های اجتماع درمانی

"TCاجتماعی طبقاتی است و در آن بیماران باسطوح مختلفنگهداری می شوند و به وسیله کارکنانی (Staff) که ارزیابی ازوضعیت بیمار وهدایت بسوی تغییر رفتار را بعهده دارند اداره میشوند در بدو ورود هر بیمار در موقعیتی از این سلسله مراتب قرارمی گیرد ورفتن به سطوح بالاتر از راه پیشرفت درمانی و مولدبودن عملی خواهد شد .

اقدام به تصمیم گیری ها در مورد وضعیت بیمار ترخیص انتقالاخراج و بعهده پرسنل درمان می باشد برنامه روزانه ضمن داشتنتنوع کاملا فشرده است .

ارزیابی های متعدد از برنامه های TC  نشان میدهد که چنینبرنامه فشرده و منسجمی برای افرادی که قبلا در موقعیت هاینابسامان بهمریخته وبی نظم زندگی کرده و شخصیتشان براین اساسشکل گرفته است منجر به عدم مصرف مواد و پرهیز از اعمال خلافخواهد شد یادگیری به شیوه"TC" بعنوان یک یادگیری اجتماعی حداقلبه سه روش صورت می گیرد:

1)      یارگیری از طریق رقابت وعمل

2)      یادگیری با استفاده از فراگیر بودن شرایط و مشکلات دربین همه اعضا اجتماع

3)      یادگیری از طریق بروز دادن عواطف فردی مثل رویا خشم ترسو آرزوها و رویاروئی با آنها

کار درمانی

کار درمانی در اعتیاد عبارت است از ارائه انواع فعالیتها وروشهای درمانی بمنظور پیشگیری از اعتیاد تسریع روند بهبودی ورفع عوارض آن معمولا معتاد در روابط اجتماعی وسلوک ورفتاردچارمشکل میگردد و در نتیجه قدرت کاری تمایل به کارحس تشریکمساعی و احساس مسئولیت وی مختل میشود.

 لذا برای اینکه فرد بتواند زندگی سود مندی را در اجتماع ازسر بگیرد لازم است سلوک و رفتار وی طبیعی گرددو احساس مسئولیتوحس اجتماعی را باز یابد .

در برنامه های کاردرمانی سعی در آمادگی فرد برای زندگی عادیو روزمرهروابط سالم اجتماعی و روبرو شدن با واقعیات زندگی وجوددارد همچنین کاردرمانی علائق انگیزه هاو تمایلات انسانی راپرورش داده علائم وعوارض بیماری را بهبود می بخشد و فر رابرایسازش با الگوهای موجودوحاکم در زندگی اجتماعی آماده مینماید .

در کار درمانی افراد با دقت کامل ارزیابی میشوند کمبودهانواقص و نیازهای بیماران بطور کامل مشخص میگردد و برای هر فردمتناسب با مشکلات و نیازهایش ببرنامه های مفید و موثر تنظیممیگردد.

 این برنامه ها هم ازنقطه نظر فردی و هم گروهی بسوی هدفیمعین و مشخص رهبری میشود هرچند اهداف درمانی در مورد افرادمختلف متفاوت است ولی بطور کلی بهتر است برنامه های زیر درمورد اغلب افراد معتاد منظور شده و اجرا گردد:

1)      سعی در بهبود و پرورش قابلیت های فرد با ارضا و تکاملمهارتها وتوانائیهای او

2)      کاهش دادن علائم و عوارض اعتیاد تا آنجائیکه فرد وظایفخود را در مسیر واقعیت های زندگی و اجتماع ایفا کند.

3)      کوشش در تکامل و پرورش ابعاد شخصیت و انگیزه های بیمارضمن فعالیت ه های روزمره و را قالب تجارب موفقیت آمیز بیمار

4)      سعی در پرورش وارتقا سطح پذیرش و اقناع فرد از زندگیعادی بر اساس قابلیت های او

5)      سعی در افزایش قدرت تصمیم گیری وعادات مطلوب ومثبت نسبتبه کار و فعالیت

6)      ایجاد وضعیت های کافی و لازم برای استقرار مناسبات وارتباطات اجتماعی مفید و مؤثر

7)      آموزش و پرورش توانائیهای فرد برای تفریح بهتروبهره بردنمفید تر از اوقات فراغت خود.

8)      ارشاد و تربیت افراد برای پیدا کردن اعتماد به نفس کافیجهت تامین زندگی مستقل در سطوح واقعیت های روابط اجتماعیموجود.

مذهبی درمانی

اصولی که در اسلام جهت درمان معتاد مفید واقع می شوندعبارتند از :

 1-اصل پذیرش :

در مکتب اسلام بالاترین خطا و گناه که همان شرک به خدا می‌باشد درصورت بازگشت و شناخت ذات یکتای خداوند قابل بخشش میباشد و هیچ کس مایوس از رحمت خداوند نیست و شخص معتاد نیززمانی که جهت درمان پناه به مرجع ذیصلاحی آورد به هیچ عنوانطرد نمی شود.

 2- اصل حمایت :

اسلام به پیروان خود دستور می دهد زمانی که شخص ولوغیرمسلمان به قصد کمک گرفتن به تو رجوع کرد دست رد به سینه اوزده نشود بلکه حتی حمایت از افراد ضعیف و مستضعف علامت ایمانافراد برشمرده شده و کسیکه در فکر این موضوع نباشد مسلمان نمیباشد لذا معتاد نه تنها پذیرفته می شود بلکه از نظر درمانحمایت هم می شود.

3-اصل بازگشت به اصل خویش :

شخص راهنما که خود مسلمان دلسوزی است سعی خواهد نمود او رابا ارزشهای انسانیش آشنا کند وجایگاه انسان را در روی زمین بهوی نشان دهد و مقام انسان وعزت همیشگی او را در پرتوگرایش بهمذهب به وی گوشزد می کند وهمچنین سعی خواهدت کرد در غیبتبازگشت به اصل خویش ایجاد کند.

 4-اصل تصمیم و اراده :

در اسلام حتی نیت و تصمیم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پیدارد و لذا زمانی که هر معتاد اراده و تصمیم به ترک گرفت همانلحظه گرایش به سمت جاده سلامتی و در مسیر صحیح قرارگرفتن آغازمی شود لذا اسلام سعی دارد زمانی که معتاد تصمیم و اراده بهترک کرد اورا مورد حمایت مادی ومعنوی وهمچنین تشویق قرار دهد وبر تقویت این تصمیم و اراده بیفزایدتا به عنوان یک هدف مهم آنرا دنبال کند زیرا اساس مذهب رشد می باشد.

(قدتبین الرشد من الغی ...)( قسمتی از آیات آیت الکرسی ) لذا نیت و اراده انسانها به سمت یک زندگی سالم بایستی موردحمایت جامعه قرارگیرد. شخصی که تصمیم به ترک گرفته از نظر مذهبمورد حمایت است و بدیده احترام به وی نگاه می کنند بمنظورتقویتاراده نیت و باقی بودن براین بینش راهکاریهای ذیل از نظر مذهبتوصیه می گردد:

1)      حمایت های مادی و معنوی (صله رحم)

2)      همنشینی و دلجوئی از وی

3)      یاد آوری مکرر توانمندیها و ارزشهای انسانی وی

4)      سوق دادن ذهن او به خدا و اولیائش

5-اصل مراقبت :

کلکم راع و کلکم کسئول عن رعیته رسول اکرم (ص)مذهب علاوه بربکار گرفتن چهار اصل فوق اصل مراقبت را تا حصول نتیجه نهاییارائه می دهد صله رحم رسیدگی به خویشاوندان وحقوق همسایه ازنشانه های ایمان در جامعه می باشد لذا یک مسلمان سعی دارد دربرابر افراد ناتوان و آفت های اجتماع دوباره به سراغ او نرود ودیگر همنوعش را به این بلیه نیز دچار نسازد بنابراین با اومعاشرت دارد حمایت نزدیکانش را بطرف او جلب می کند و پیوستهنگران حال او می باشد لذا مذهب به مثابه مراقب دلسوزی است کهپیوسته در صدد جهت دادن افراد منحرف به سمت فطرت و طریقه حق میباشد.

6-اصل بازسازی شخصیت :

دین ایلام یکی از ادیانی است که به وحدت و یکپارچگی شخصیتمعتقد است اسلام دین توحیدی بی نظیری است چرا که خداوند خالقیگانه و واحد است و خلقت او نیز براساس یک نظام یکپارچه و واحداست که هر عنصر این خلقت ضمن برخورداری از وحدت درونی به نوبهخود نقش مهمی در برپایی و هماهنگی خلقت دارد .

بهترین ارزشها یکی جان و دیگری شخصیت انسان می باشد و هر دوبالاترین مسئولیت را برای آحاد امت اسلامی بهمراه می آورد لذاهر فردی که تصمیم دارد قدم به جاده سلامتی بگذارد خطاو انحرافات گذشته او محو می شود و فعالیت های مثبت و کوشش در راهصحیح زندگی کردن گناهان گذشته را از بین می برد (قرآن کریم:عملصالح زشتیها را از بین می برد) بنابراین شخصی که با دستوراتفوق سلامت خود را باز یافته به مانند دیگر افراد جامعه ادامهحیات می دهد و با حرمت و ارزشمندی زندگی می کند و هیچ مسلمانیبه خود اجازه کوچک ترین جسارت به او نمی دهد زیرا او بازگشت بهاصل خویش نموده و بر همه مسلمانها واجب است برای او ارزش یکانسان کامل را قایل باشند امید است با دستورات حیات بخش اسلامبتوانیم تولدی دیگر در حیات خود و دیگران بویژه افراد معتادجامعه ایجاد نمائیم.

نقش فعالیت های بدنی در درمان اعتیاد

اعتیاد در مراحلنسبتا پیشرفته خود سبب می گردد تا فرد معتاد انسانی بی هدف وبدون برنامه شده ساعت های خواب و بیداریش نامنظم شود اینکه چهبخورد چه بپوشد دیگر برایش مهم نیست این موضوع که چه کار انجامدهد و کجا برود اهمیتش را ازدست می دهد لذا لازم است فرد ترککرده با کمک خودش برنامه ریزی وهدفش را تعیین کند زیرا نداشتنبرنامه مشخص موجب سرگردانی فکری فرد شده و این خود عاملی جهتعوداعتیاداست فردی که اعتیاد را ترک کرده باید برنامه روزانهاش را مشخص باشد مثلا در اوایل جهت تقویت جسم و یا پرورش عضلاتو اندام ها برنامه ریزی کند در ورزش های صبحگاهی شرکت کرده وراهپیمائی ساده و یادویدن ملایم داشته باشد و یکی از راههایاساس جهت مبارزه با کسالت بی حوصلگی در معتادان ورزش کردنوفعالیتهای بدنی هدف دار و یا پرداختن به کار و تفریحات سالماست پس باید فعالیت های بدنی را هدف دار نمود و مرتبا تغییراتجسمانی که در حقیقت نشان دهنده بهبودی بیشتر است کنترل نمودفرد ترک کرده باید روز به روزشاداب تر و سر حال تر گرددپرداختن به کار تفریح در مناطق ییلاقی و خوش آب وهوا همچنینقدم زدن درپارک ها فضای سبز و باغ ها رفتن به سینماها ونمایشگاها باز دید ازبستگان و دوستان سبب می گردد فرد معتادترک کرده مجددا با افراد جامعه و فعالیتها و تفریحات موجود درآن آشتی کرده و در کنار دیگران بودن به او کمک می کند تابتواند دوره درمان را بهتر طی نموده و رفته رفته به زندگی عادیبرگردد و فرد قادر خواهد بود زندگی وکارها را بدون مصرف موادمخدر انجام دهد و این اولین احساس مثبت در بیماراست که باعثتداوم و استمرار بهبودی در وی خواهد شد

 

 

 

 


 
 
 



Clock And Date onLoad and onUnload Example

اوقات شرعی

شنبه, شهریور ۴, ۱۳91